گمشده

دست نوشته های یک گمشده

گمشده | من

علی
گمشده دست نوشته های یک گمشده

من

این منم
سر هر جاده منم ، چشم به راهی که تویی

شب و روزم شده چشمان سیاهی که تویی

 

بنــدبازی وســـط معــــــرکه ام ، وای اگــــر

روی دوشـم بنشیند پر کاهی که تویــی !


زیر پایم پلی از موست ، ولــی زل زده ام

بین چشمان تماشا به نگاهـی که تویــی

 

کور کرده ست مرا عشــــق و سر راهـم باز

باز کرده ست دهان حلقه ی چاهی که تویی

 

نیست کم وسوسه ای سیب بهشت ، اما من

دستم آغشتــــه به نارنج گناهی که تویی


پانته آ صفایی


موضوعات مرتبط: باران ، شعرای عاشقانه

تاريخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹ | 12:15 | نویسنده : علی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.